|
به خاطر این تنها راه ...
|
|
|
|
||||
|
دین را چه می دانیم ؟ منظورم تعریف کلیشه ایی ِ "مجموعه ای از آموزه های اخلاقی " نیست. شاید بهتر است این گونه سئوالم را مطرح کنم : دیندار و باایمان کیست؟ خوب پاسخ شما کاملا مشخص است . کسی که فرایض دینی را به نحو احسنت انجام می دهد , نماز و روزه اش ترک نمی شود ویا بسته به گرایش مذهبیتان تعریفاتی مانند اینکه حجابش را همیشه رعایت می کند ,یا به قول متعصبان مسیحی ایمان دارد که عیسی ناصری پسر خدا و فرستاده ء اوست و یا به قول متعصبان شیعی در عزاداری های محرم آنچنان گریه و زاری می کند که از حال می رود و ... مشاهده می کنید که تعریف ذهنی ما از "دیندار یا باایمان" چه بسیار از تعریف ذهنیمان از دین متفاوت است. در واقع وقتی از بعد نظری وارد بعد عملی دین می شویم تنها عنصری که می توانستیم با آن به دین ارزش دهیم یعنی اخلاق به یکباره به فراموشی سپرده می شود . با نگاه عمیق تر به واقعیات موجود درمی یابیم که: 1) دو عنصر دین و اخلاق هر دو اکتسابیند . 2) با اینکه در ابتدا منبع اکتساب هر دو عنصر می تواند یکی باشد (خانواده ) , اما دلیلی وجود ندارد که این دو عنصر در منبع اولیه وجود داشته باشد , در واقع ممکن است منبع اولیهء اکتساب یعنی خانواده از یکی از این عناصراشباع بوده و در یکی دیگر اصلا رشد نکرده باشد در نتیجه مولود نیز در یک جهت رشد کند و در جهت دیگر خیر . مثلا نمی توان گفت که فرزند یک خانواده ء مارکسیست نمی تواند ارزشهای اخلاقیی مانند راستگویی و درستکاریرا دارا باشد و یا بالعکس موئلفه الف) بی دینی لزوما بی اخلاقی نیست و دینداری نیز لزوما اخلاق مداری نمی باشد 3) راستگویی را مثال زدم , به راستی تا به حال اندیشیده اید که چرا در میان تمامی اقوام شناخته شده ء تاریخی راستگویی ارزش بود ؟ حتی میان بت پرستان و حتی نیچه فیلسوف ضد ارزش ِ اخلاق ناباور نیز از شعار راستگویی زرتشت به نیکی یاد می کند (.چنین گفت زرتشت، ترجمهیِ داريوشِ آشوری، بخشِ يکم، ’در بارهیِ هزار و يک غايت‘) موئلفه ب) دین اخلاق را تعریف نمی کند . اخلاق مستقل از دین قابل تعریف و دارای ارزش است . و اگر وابستگی هویتیی وجود داشته باشد هویت دین با رجوع به تعریف آن یعنی "مجموعه ای از آموزه های اخلاقی وابسته به دین است . با نگاهی به تاریخ این نکته را در می یابیم که اعتقادات مذهبی بشر, به اخلاق مداری وی کمک نمود ولی دو نقطه ضعف ادیان درجه اعتبار آنها را برای ضمانت اخلاق ساقط کرد : یکی آنکه دین محدود به مکان و زمان خاص خود می باشد ولی اخلاق هر روز کامل تر شده و تعاریف جدیدتری پیدا می کند, اگر دیروز بنا به آموزه های دینی یهودی , اسلامی و زرتشتی و آموزه های غیر دینی, برده داری و هم خوابه داری ضد اخلاق نبود , در سه قرن اخیر تفکرات صرفا مادی مانند مارکسیسم , یا دموکراسی این عمل را منفورترین اعمال ضد اخلاقی معرفی کرده و به اثبات رسانده اند و یا اگزیستنسیالیسم اخلاق را نسبی و قابل تعریف برای هر انسان معرفی و بت های اسطوره ای اخلاق را می شکند. دیگری آنکه آموزه های دینی را اگر نخواهیم مانند نیچه بر اساس کینه توزی بدانیم باید حداقل این حقیقت را بپذیریم که خالی از کینه توزی نیست و چگونه می توان با اندیشه ای کینه توز اخلاق را ضمانت کرد . دربارهء مورد دوم بیشتر می نویسم و همچنین از برطرف ساختن دو نقطه ضعف دین نیز می نویسم.
+
نوشته شده در جمعه سی ام دی 1384ساعت 2:33 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ما ایرانیان دوست داریم حماسه های باستانی خود مانند حکومت کوروش و داریوش بر نیمی از جهان شناخته شده ء آن روزگار , عظمت تخت جمشید , جنگ های ایران و روم و یا اگر خیلی دوستدار تاریخ باشیم داستان پیروزیهای نادر شاه افشار و عدالت خواهی کریم خان زند را آن هم از کتابهای "خاص" که خالی از هر نقد منصفانه است مطالعه کنیم و شاید از خواندن کتاب بی طرفانه ء تاریخ تمدن ویل دورانت و یا نسخه های بی طرفانه نوشته شده توسط نویسندگان ایرانی لذت نبریم . قصدم به هیچ وجه نفی تاریخ کهن سرزمین مادریم نیست و اصلا هم قصد ندارم اندیشه انتزناسیونالیسم را تبلیغ کنم. فقط می خواهم توجه شما را به این نکته جلب کنم که نقد منصفانه تاریخ می تواند راه آینده را روشن تر سازد که : آینده بر پشت گذشته ساخته می شود . پس بدانیم که در حکومت هخامنشی آزادی عقیده و مذهب وجود داشت و شاید اولین حکومت سکولار دردنیا باشد . و بدانیم که در بین گروهی از نیاکان ما رسم بود که اعضای پیر خانواده را خفه می کردند و از بدن آنها غذا می پختند و بر این تصور بودند که با خوردن این غذا تجربیات آن فرد به ایشان انتقال می یابد .
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 21:36 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
زمانی که مشمول یک ارزش باشیم به آن افتخار می کنیم , مثلا به داشتن تحصیلات بالا آیا میتوان به ارزشی که خود در بوجود آمدن آن نقشی نداشته ایم افتخار کنیم؟ به عنوان مثال کسی که به تحصیلات بالای همسایه اش افتخار کند احمقی بیش نیست چون نقشی در کسب این ارزش نداشته است موئلفه الف ) افتخار به ارزشی که خود در کسب آن نقش نداشته ایم احمقانه است. ارزش بودن یک پارامتر طبیعتاً پارامتر مقابل آن را بی ارزش می کند, مثلا وقتی تحصیلات ارزش باشد بی سوادی ضد ارزش و یا حداقل فاقد ارزش است. موئلفه ب ) هر ارزشی پارامتر مقابل خود را ضد ارزش یا فاقد ارزش می کند. به طور روزمره همه ما به ارزشهایی افتخار می کنیم که خود در بوجود آوردن آن هیچ نقشی نداشته ایم , مثلا به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم . این مسئله را با توجه به دو پارامتر بالا می توان اینگونه تفسیر کرد:
1) هیچکس نمی تواند بگوید که خود در بدنیا آمدن در سرزمین خاصی نقش داشته است , این تصمیمی است که یا باید از دیده خواست طبیعت به آن نگریست یا از دیده مشیت الهی که در هر دو صورت ما در آن نقشی نداشته ایم.بنابراین طبق موئلفه الف نمی توانیم آن را برای خود ارزش تلقی و بدان افتخار کنیم 2) اگر ایرانی بودن را افتخار بدانیم این مسئله فی نفسه غیر ایرانی بودن را ضد ارزش یا فاقد آن می کند , و همین تفکر می تواند سر منشا ده ها جنایت بزرگ مانند حمله هیتلر به لهستان و یا مثالی نزدیکتر کشتار وسیع پادشاهان هخامنشی به واسطه تفکر خود برتر بینی نزادی شود.
دوست عزیزی جمله ای بدین مضمون " وقتی مردم بعضی چیزها را زیبا می دانند چیزهای دیگر زشت می شوند . وقتی مردم برخی چیزها را خوب می دانند چیزهای دیگر بد می شوند " برایم فرستاد که مرا تحریک به نوشتن این مطالب کرد.
می توان ارزش مثال بالا را طور دیگری تفسیر کرد . هدف من تنها توجه به این اصل بود که بدانیم بسیاری از ارزشهایمان نافی ارزشهای دیگران می باشد . پس در انتخاب و افتخار به یک ارزش تامل شرط عقل است.
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 20:18 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شاید از جالب ترین نکات اشعار خیام توجه اون به این نکته باشه که گِل مواد اولیه کوزه ها ( همون که کوزه رو ازش می سازن ) ممکنه از تجزیه انسانی بوجود اومده باشه . اینو می شه خیلی جاها تو شعراش دید :
دي کوزهگري بديدم اندر بازار بر پاره گلي لگد همی زد بسيار يک کوزه شراب تا بهم نوش کنيم زان پيش که کوزهها کنند از گل ما
ولی فکر نکنم هیچ بیتی از هیچ شاعری دیده باشم که اینقدر عمیق این واقعیت رو شرح بده : اين کوزه چو من عاشق زاري بوده است در بند سر زلف نگاري بودهست
+
نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1384ساعت 21:56 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
داشتم ویترین مغازه ها را نگاه میکردم ,یک قوطی دیدم که روش نوشته بود : کرم لاندر تسکین دهندهء همهء دردها - ساخت آمریکا - ۱۹۵۰ تومان
کاش می شد با ۱۹۵۰ تومان دردها رو تسکین داد.
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 21:51 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||