|
به خاطر این تنها راه ...
|
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 22:45 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اولین اندیشه های نوین فکری در زمینه مذهب زمانی در ایران و سایر کشور های اسلامی طنین انداز شد که اروپاییان به این سرزمینها پا گذاردند. از آن زمان تا کنون بیش از دویست سال می گذرد . البته وجود این نوع تفکرات از گذشته های دور در بین قشر خاصی از ایرانیان غیر قبل انکار است . به عنوان مثال با اندکی مطالعه در آثار نه چندان کهن موجود می توانیم بارقه هایی از این اندیشه ها را دریابیم: چو طفلان تا کی ای واعظ فریبی به سیب بوستان و جوی شیرم؟ ولی نکته ء جالب اینجاست که تا قبل ازهمان جنبش نوین فکری در دو قرن اخیر کسی حتی این جرات را به خود نمی داد که اندکی در منظور عرفانی- مذهبی شاعران این ابیات شک کند! تفاوت بسیاری بین اندیشه های نوین معاصر با اندیشه های منتقد مذهبی در گذشته وجود دارد که مهم ترین آنها نتیجه گیری ها و راه حلهای ارائه شده توسط تئوریسین های این نوع اندیشه ها می باشد . به عنوان مثال در گذشته تنها راه پیشنهادی این تئوریسین ها دل سپردن به خوشی های زندگی و پاره کردن تمام قیود و یا مقصر دانستن "قسمت و خواست الهی " برای وضعیت موجود بوده است.ولی اندیشه های نوین هر کدام فراخور خودشان سعی در معرفی روشی برای اصلاح این وضعیت و ارتقا جامعه داشته اند . در ذیل دو گروه اصلی و یک گروه فرعی ِ ارائه دهنده ء تفکر نوین در ایران را مورد بررسی قرار می دهیم:
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 23:13 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
فردریش نیچه در کتاب جنجالی خود "تبارشناسی اخلاق" که از واپسین کتابهای وی بشمار می رود , اساس بوجود آمدن ادیان را کینه توزی ضعفا و فرومایگان نسبت به انسانهای فرادست خویش یا همان طبقه برتر می داند . و با مثالی از قرون پیروزی دین نشان می دهد که چگونه آن ایمانی که آغازش سخن همه از مهر بود و اگر کسی سیلی به صورتت می نواخت آنسوی صورتت را برایش آماده می ساختی , پس از پیروزی , مخالفان را بر چرخ آتشین می بست و در دوشیزهء آهنین (ابزاری برای شکنجه) می گذارد . اعدام و سوختن در آتش فرمانی بود که گاه قدیسان متعصبش صادر می کردند. شاید گروهی از خوانندگان این مطلب , در توجیه , چنین بیاندیشند که آن همه کجروی ها به این علت بود که مسیح در میان آنها نبود که آن آنان را راهنمایی کند و در طول قرون آموزه های وی تحریف شد. در جواب آنها دینی را مثال میزنم که بنیانگذارش خود حکومت تشکیل داد , آری اسلام دین اجداد نه چندان دور من و تو و شاید دین خود من و تو . مجازاتی که پیامبر اسلام برای قبیلهء بنی قریظه اجرا کرد آیا عدالت بود؟آیا بهترین تصمیم , گردن زدن نهصد اسیر جنگی بود؟ خود پیامبر ادعایی نداشت و بارها گفت که من هم انسانی هستم مانند شما , عصبانی میشوم و ... قبل از ماجرای بنی قریظه چند هفته فشار سنگینی بر روی وی بود , و شاید تصمیم او حاصل آن همه فشار و کینه ای که از عمل قبیله یهودی در دل او و اصحابش مانده بود , نشعت گرفت و شاید ... و فراموش نکن آنچه خواندی حکمی از مردی بود که تاریخ نیمی از جهان را متحول ساخت آری در سرآغاز هم اگر بجویی و بنگری می بینی همه ء آنچه باید در آن بیاندیشی . مقصود نفی دین تو و یا نفی تاثیر مثبت دین بر اخلاق نیست , بلکه مقصود این بود که اگرفقط به تعالیم دین به نگاه اخلاق بنگریم نه تنها به بیراهه رفته ایم بلکه پس از مدتی انسانی می شویم که خود را عین اخلاق دانسته ولی از آن بویی نبرده ایم , و در دل چیزی نداریم جز کینه نسبت به غیر از خود . کینه ای که از خود برتر بینی اخلاقیمان نشعت گرفته , نگوییم دین ما را از غرور و خود برتر بینی نهی می کند که شاید در سخن چنین باشد ولی در عمل هرگز , آنجا که ابوسعید ابلخیر می گوید "ما هیچ نیستیم" نیک بیاندیشی خود کم بینی نیست بلکه عین خودبرتر بینی اوست. در دین خود بیاندیشم و آنچه عقلمان گواه بر بطلان آن می دهد دور بریزیم وآنچه تایید می کند سر لوحه خود قرار دهیم ادامه دارد ...
+
نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 21:45 توسط فرشین
|
|
|||||
|
|||||