<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>و نوشتن تنها راه است</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/</link>
<description>به خاطر این تنها راه ...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 14 Oct 2006 17:17:17 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>دوغ وحدت</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-19.aspx</link>
<description>از عقاید رایج بین تصوف و شاید بتوان گفت بطور کلی رایج بین عقاید صوفی گرایانه&amp;nbsp;&amp;nbsp;اعتقاد به کثرت و وحدت بین انسان و خدای خویش است&amp;nbsp; بدین صورت که انسان ناقص را در کثرت و در جدایی از خدا می بینند و تنها زمانی انسان را کامل می&amp;nbsp;دانند که با خدای خویش به وحدت برسد .و اما&amp;nbsp;برای رسیدن به وحدت چه کارهایی که نمی کردند . از آن جمله جوشاندن بنگ یا حشیش در آب با فرمولی خاص بود که حاصل را &lt;U&gt;دوغ وحدت&lt;/U&gt; می نامیدند.و البته نوشیدن آن&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;در زمانی که مذهب طلایه دار زندگی انسان است . این موجود خاکی برای تفریحات خود چه دلایل مذهب پسندی می تراشد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 14 Oct 2006 17:17:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=19</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-19.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رنج برای خدا</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-18.aspx</link>
<description>در همه ء مذاهب رنج کشیدن برای شادی خدا و به نوعی اثبات عشق به او دیده می شود . در ادیان سامی و حتی دین ایرانیان باستان روزه سنبل رنج برای خداست.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در ادیان هند نیز انواع رنج چه در قالب روزه چه در قالب اعمالی چون رد شدن از روی آتش و ... دیده می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گوئی عشق به خدا نیز مانند عشق&amp;nbsp;&amp;nbsp;زمینی است که برای اثبات عشق به معشوق باید برای او رنج کشید و از آزمایشاتش سربلند بیرون آمد. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;انسان در همه حال روش ارتباط با خدایش را در رفتارهای خود با معشوقی زمینی جستجو می کند. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Sep 2006 17:18:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=18</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-18.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جعل حدیث</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>پس از پیروزی اسلام در بلاد خاور میانه ، همه ء اندیشه ها بالاجبار خود را با دین جدید سازگار می ساختند و در این راه بهترین کار جعل حدیث برای پیامبر دین جدید بود طوری که هر اندیشه ای درخور نیاز خود از محمد فیلسوف ، عارف ، جنگجو ، و ... ساخت .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;از زیبا ترین&amp;nbsp;احادیث&amp;nbsp;جعلی حدیثی است ساخته و پرداخته ء &amp;nbsp;تصوف&amp;nbsp; و بیشتر توسط &quot;ابوسعید ابوالخیر&quot;&amp;nbsp; و در توجیه سماع یا رقص صوفیان خوانده می شد :&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;قامو و رقصوا لله &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بپاخیزید و برای خدا برقصید !&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 03 Sep 2006 20:27:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سردرگم</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>مسیح&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; محمد&amp;nbsp;&amp;nbsp; موسی&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; یحیی &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دین&amp;nbsp; &amp;nbsp;مذهب&amp;nbsp;&amp;nbsp; &amp;nbsp;فرقه&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp; مرام &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;من که سردر گم شدم.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 07 Aug 2006 20:50:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسان</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>تنها تفاوت انسان با حیوان &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;عاقل بودن انسان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;این تفاوت انسان را از سایر مخلوقات خوشبخت تر کرده؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 27 Jul 2006 20:55:11 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نبوغ محمد در ستیز با دشمن</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;همه ء تاریخ نویسان و خوانندگان تاریخ اسلام به این موضوع واقف اند که زمانی که محمد به نیروی نظامی دست یافت ، تمامی مخالفان خود را به شدت سرکوب کرد . اما نکته ای که فراموش می شود این است که در زمانی که وی از نیروی نظامی بی بهره بود سلاحی بس مرگبارتر را به کار می برد و آن سلاح اشعار آهنگینش در قالب قرآن بود.ببینید با ابولهب چه کرد ، این مرد را پس از 1400 سال هنوز از منفور ترین اشخاص تاریخ اسلام می باشد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;BR&gt;﴿ بسم الله الرحمن الرحیم ﴾تبت یدا ابی لهب وتب ﴿1﴾ ما اغنی عنه ماله وما کسب ﴿2﴾ سیصلی نارا ذات لهب ﴿3﴾ وامراته حمالة الحطب ﴿4﴾ فی جیدها حبل من مسد ﴿5﴾&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;سوره مسد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;ابولهب فرزند عبدالمطلب و عموي پيامبر&amp;nbsp;بود . (لهب) شعله آتش است ، و او را به دليل زيبايي رخسارش ابولهب مي خواندند ؛ يعني کسي که رخسارش مانند شعله آتش روشنايي مي دهد .*&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;اما این زیبایی هم به داد او نرسید .&lt;BR&gt;وزن سوره به قدری زیبا و گیراست که گویی محمد ساعتها برای آن وقت گذاشته است . در ادبیات می توان انتقامی که دانته آلیگیری در کمدی الهی از پاپ &quot;بونیفاتسیوی هشتم&quot; می گیرد و آن را در ردهء منفور ترین پاپهای تاریخ قرار می دهد ** مثالی در همین مورد ولی باز ساده تر دانست .&lt;BR&gt;گروهی از ردیه نویسان و تحلیل گران اسلام نگاهی متفاوت به این مسئله دارند و این آیه را نشانه کینه توزی و ... تحلیل کرده اند . اما من آن را نبوغ یک مرد می دانم که با تنها سلاحش به جنگ دشمن قوی پنجه می رود .&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;* تاریخ اسلام :میرزا جواد تبریزی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;** کمدی الهی - دانته - مقدمه شجاءالدین شفا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 10 Jun 2006 18:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کاوشی در قرآن  </title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;در اجتماعی که در آن عمر می گذرانیم&amp;nbsp; ، معمولا با اشخاص زیادی برخورد می کنیم که کتاب مقدس مسلمانان یعنی قرآن را مطالعه می کنند . بسیاری از این افراد تنها به خواندن عربی این کتاب بسنده کرده و طبق عقاید خودشان معتقد به ثواب و فیض الهی از این روش خواندن قران می باشند . عده ای نیز این کتاب را به فارسی می خوانند . اما از دید اشخاصی مانند من که با قرآن و حدیث و فقه اسلامی آشنایی داشته اما اعتقادی به جنبه الهی این کتب ندارد قرآن یکی از عجیب ترین کتاب ها و بهترین مرجع برای شناختن مردی است که پایه گذار یکی از بزرگترین و البته تاثیر گذار ترین مکاتب مذهبی در دنیای امروز&amp;nbsp;میباشد .&lt;BR&gt;گفته می شود پیامبر اسلام تا 40 سالگی به تفکر در دنیای اطراف خود پرداخت این این موضوع را به وضوح در شناخت عمیق او از حیات و پیچیدگی های زندگی می توان یافت . در زیر نمونه هایی از آیات قرآن را بیان می کنم ، هر انسانی که به نوعی درباره ء زندگی تفکر می کند خود بارها به این نتایج رسیده است:&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&lt;STRONG&gt;خلق الانسان فی کبد : همانا انسان&amp;nbsp; را در رنج آفریدیم. &lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;انسان در اوج خوشی نیز از یک رنج&amp;nbsp; درونی در عذاب است . چیزی بین ترس از آینده و امید به آینده ، درواقع انسان از تنها ناشناخته ء خود یعنی آینده در هراس است . در طول تاریخ بشر همواره از ناشناخته ها بیم داشته شاید روزی از سفر کردن هم می ترسیده و مانند بومیان &quot;پرو&quot;&amp;nbsp; هرگز سعی در کشف جایی غیر از محل سکونت خود نکرده . اما همواره شجاعت و جسارت ذاتیش او را به کشف این ناشناخته ها دعوت نموده است .&amp;nbsp; همین بشر&amp;nbsp; توانسته با پیشرفت های علمی ناشناخته ء کمی برای خود باقی بگذارد . اما بزرگترین ناشناخته همیشه او را آزرده است . و به راستیکه انسان در رنج آفریده شده . &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;ادامه دارد ...&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 04 May 2006 19:57:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آبروی یک فیلسوف</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;FONT color=#ff3300&gt;بنام خدا و به یاد آنکه نوشتن را نیز&amp;nbsp;مانند &amp;nbsp;سایر داراییهایم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;مدیون اوهستم&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;&lt;SPAN lang=FA dir=rtl style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; FONT-FAMILY: &apos;Times New Roman&apos;; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;در بین ده کتابی که به عنوان کتب مضر قرن معرفی شد , نام عجیب کتاب &quot;فراسوی خیر و شر&quot; از فردریش نیچه نیز به چشم می خورد. اشتیاق و علاقه نازیها به نیچه و به ویژه این اثر وی به عنوان دلیل این انتخاب ذکر شده است.&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;نازیها چه ویژگی هایی داشتند؟ دو ویژگی بارز اعتقاد به نژاد برتر ژرمن و قصاوت در کشتن و شکنجه را همه می دانند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;آنهایی که با آثار این فیلسوف آشنایی دارند می دانند که وی بارها از والاتباران و انسانهای برتر نام برده , اما هرگز رنگ پوست یا نژاد خاصی را مورد تاکید قرار نداده و در واقع اینگونه بیان کرده که هر کس مانند تعالیم&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;&quot;چنین گفت زرتشت&quot; زندگانی کند &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;ابرمرد و انسان والاست. خود نیچه می گوید آنانی که کتابهایشان&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;پس از مرگ خواننده می شود بد فهمیده می شوند .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;مذهبیون همیشه سعی داشتند که جنایات نازیسم را با فلسفه وی مربوط و به نوعی وی را از گردونه ء نویسندگان مورد توجه خارج کنند . آنها همچنین سعی داشتند که گریز از اخلاق را به وی و فلسفه اش نسبت دهند . اما این یک حقیقت است که وی اخلاق مسیحی را زیر سئوال&amp;nbsp; برده نه کل&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; اخلاق را&lt;/SPAN&gt;. جمله زیر که یکی از زیباترین جملات نوشته شده توسط نیچه می باشد خود بیانگر این واقعیت است :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;او &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;arial, helvetica, sans-serif&quot;&gt;(منظور یک زن است)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt; &lt;FONT size=1&gt;خود به من گفت که به هیچ اخلاقیتی پایبند نیست – و من فکر کردم که او , مثل خود من , به اخلاقیتی سخت گیرانه تر از اخلاقیت بقیه پایبند است&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;(پیش نویس نامه ای به پل ره 1882)&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;تصور اینکه نیچه ژرمن ها را برتر می دانست برای خوانندگان آثار وی کاملا باور نکردنیست . خود وی بارها از ژرمن ها در جریان پرتستانیسم به عنوان خیانتکار یاد کرده و مفهوم &quot; روح آلمانی&quot; را به تمسخر می گیرد .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;درباره اینکه آیا قصاوت نازیها با روح آثار نیچه در ارتباط است یا نه به یکی از دردناک ترین و زیبا ترین صحنه های زندگی وی اشاره می کنیم :&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;TEXT-JUSTIFY: kashida; MARGIN: 0cm 0cm 0pt; TEXT-ALIGN: justify; TEXT-KASHIDA: 0%&quot;&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 20pt; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=1&gt;در تورین&amp;nbsp;,&amp;nbsp;نیچه درشکه چیی را دید که اسبش را با ضربات محکم شلاق وادار به حرکت می کند .&amp;nbsp; به طرف اسب دوید و آن را در آغوش گرفت و از هوش رفت . و این پایان غم انگیز یک ذهن کاوشگر بود&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;&amp;nbsp; &lt;/SPAN&gt;. پس از این واقعه دیوانه شد و تا آخر زندگیش نیز هرگز بهبود نیافت .&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=1&gt;&amp;nbsp;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Apr 2006 17:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>درباره عفو و  بخشش</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بخشيدن ِ ديگري&amp;nbsp; امريست که همه آن را محترم دانسته و زيبا مي شماريم .گويي&amp;nbsp; بخشش ِ گناه ديگري , بخشش ِ ستم روا شده توسط ديگري , يا بخشش ِ اشتباه ديگري همه از&amp;nbsp; فضايل انساني&amp;nbsp; نشئت گرفته. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;اين موضوع که بخشش&amp;nbsp;به معنای عفو &amp;nbsp;چه ماهيتي دارد&amp;nbsp; و فضيلت آن چيست پرسشي ست که مدتهاست مرا به خود مشغول کرده . من هرگز بخشش را پديده اي منحصر به فرد&amp;nbsp; و&amp;nbsp; با يک ماهيت وجهت نمي يابم . هر بخشنده اي نسبت به آنکه مورد عفو قرار گرفته&amp;nbsp; نيتي خاص را دنبال مي کرده و اگر نيت بخشنده را در طرفي از ترازو قرار دهيم و بخشندگي اش را در طرف ديگر , پليدي نيت آن چنان بر عمل مي چربد که ذهن هاي زير و رو نگر را به شدت به ماهيت بخشش بدبين مي نمايد . اولين بخششي که ذهنم را مي آزارد بخشش والاتبار&amp;nbsp; بر والاتبار&amp;nbsp; ديگريست . دو جان ِ قدرتمند , دو ابر انسان , به راستي يکي از آنها از بخشش گناه و اشتباه يا ستم ديگري چه قصدي دارد؟&lt;BR&gt;جزء تباه کردن والاتباري وي . جز اينکه با حس ترحم خود دست بر حساسترين نقطهء شخصيت يک جان ِ قدرتمند بگذارد &quot;غرورش&quot; .&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT color=#ff3366&gt;هرگز بر ابرمرد ترحم مکن . بگذار تا غرورش او را ابرمرد نگاه دارد . اينست اخلاق خدايان&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp; نوع ديگر بخشايش , عفو ضعفا بر ابرمردان است. و چه تهوع آور . آنگاه که فرومايه اي والاتباري را عفو مي کند ! چند لحظه درنگ ! سئوالي&amp;nbsp; دارم . مگر کار ديگري هم از وي بر ميآيد ؟ اصلا اين بخشش چه معنايي دارد ؟ در اوج ِ حقارت ِستم ديدن , چه کاري براي جان&amp;nbsp; فرومايه و&amp;nbsp; ضعيف&amp;nbsp; بهتر از عفو؟ حداقل خودم را با بزرگواري خودم تسکين مي دهم!&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;وباز چه تهوع آور . هرگز به بخشش&amp;nbsp;ضعفا اعتماد مکن . زماني که کلوني شوند , از انتقامشان بايد ترسيد&lt;/FONT&gt;. &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;بخشايش ديگر , بخشش گناه و اشتباه فرومايه اي توسط والاتبار . گناه و اشتباه فرومايه مستحق مجازات است من نيز او را مجازات مي کنم . ولي نه . کمي فکر .... . چرا مجازات ؟ او را مي بخشم , باشد که آوازه ء بخشايشم بر اعتبارم بيافزايد و بر غرورم نيز. والاتباران کمتر مي بخشند , چون &lt;U&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;مي توانند&lt;/FONT&gt;&lt;/U&gt; انتقام بگيرند.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ff3300 size=3&gt;&lt;STRONG&gt;هرگز از بخشش والاتباران خشنود مشو .شايد فردا نبخشند . &lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;و البته ضعفا هم&amp;nbsp; يکد يگر را مي بخشند اما به ندرت .&amp;nbsp; هنگامی که ضعیفی بر ضعیف دیگر حقی می یابد به چه می اندیشند . چرا حالا که مي توانم لحظه اي بر تخت حکمراني تکيه زنم از در ِ عفو وارد شوم . بگذار جان ِ ستم ديده ام لحظه اي هم طعم انتقام را بچشد .&amp;nbsp; اين مهم نيست که&amp;nbsp; ديگري هم همچو من جان ِ فرومايه اي بيش نباشد , حال ديگر من هم مي توانم پادشاهي کنم و البته در قلمرو ِ يک نفره ام. تنها يک رعيت و آن هم براي چند لحظه . رهايم کن تا از پادشاهيم لذت برم.&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ضعفا معمولا يکديگر را نمي بخشند اما اگر ببخشند بر غرور خود افزوده اند .&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;&lt;STRONG&gt;&amp;nbsp;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#0000ff size=3&gt;&lt;STRONG&gt;ستم گر را نبخش ,&amp;nbsp; به گناه کار بي توجه باش زيرا خودت هم همانند اويي و زياده&amp;nbsp; با همت باشي به خود مي پردازي , اشتباه کننده را در آغوش گير شايد فردا او تورا در آغوش گيرد.&lt;BR&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Mar 2006 18:15:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دین و اخلاق (آخرین قسمت)</title>
<link>http://farshin.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;FONT size=1&gt;در میان این همه هیاهوی ضد دینی , گروه دیگری بوجود آمد که با اینکه نتوانست سهم زیادی در معاملات سیاسی آن زمان&amp;nbsp; کسب کند اما نه تنها&amp;nbsp; تاکنون توانسته خود را مطرح نگاه دارد بلکه در کشورهای اسلامی&amp;nbsp; در صدر اندیشه های تحول خواه همواره نام این گروه می درخشد . این گروه از اندیشمندانی تشکیل شده است که سعی دارند با مطالعه ء دوباره ء متون فقهی&amp;nbsp; تفسیر جدید و پر معنایی از دین ارائه دهند . &lt;BR&gt;نویسنده ء این سطور بخوبی می داند که تعریف و تمجید از این نوع تفکر و اندیشه ممکن است به مذاق عدهء کثیری از خوانندگان لائیک خوش نیاید. در پاسخ باید توجه این دسته از خوانندگان را به این واقعیت جلب کنم که عمدهء مردم کشور ما , حتی آن دسته&amp;nbsp;که هیچ نشانه ای در ظاهر آنان از تفکر مذهبی یافت نمی شود در دل کوله&amp;nbsp; باری دوهزار و پانصد ساله از اندیشه های دینی را حمل می کنند . و البته که&amp;nbsp; سعی در نابودی این کوله بار سعیی است بیهوده و تازه اگر هم تمام آن کوله بار را به آتش نابودی بسپاریم , حال با انسان سر در گم شرقی که&amp;nbsp; تمام ارزشهایش از دریچه مذهب تعریف می شد چه کنیم ؟ حتی زندگی نیز برای او با مذهب تعریف شده است . این حیوان درنده خو&amp;nbsp; که&amp;nbsp; با لگام مذهب نیز دندانهایش همه را پاره می کرد بدون&amp;nbsp;مذهب&amp;nbsp; چند قرن طول خواهد کشید تا حقیقت کوچکی مانند اینکه &quot;دورغ گویی کار بدیست&quot; را به او بیاموزیم ؟&lt;BR&gt;&amp;nbsp;در حال حاضر بدور از تمامی اغراض&amp;nbsp;,&amp;nbsp;اصلاح دین را&amp;nbsp; بهترین گزینه&amp;nbsp; می توان دانست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=1&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;اندیشه های اصلاحی در دین از چند سال پس از وفات پیامبر اسلام شروع به عرض اندام کرد . ابوحنیفه پایه گذار مذهب حنفی و ملقب به &quot;امام اعظم&quot; از اولین متفکران اصلاح طلب در زمینه دین بود, وی بسیاری از احکام اسلامی که پس از تصرفات مسلمین و آشنایی با فرهنگ غنی کشورهای تحت تصرف , دیگر رنگ و بوی کهنگی بر خود گرفته بود منسوخ و احکام جدیدی بجای آن وضع کرد. در طول عمر این متفکر بزرگ سختی های فراوانی از طرف سایر مذاهب اسلامی اعم از شیعه و سنی بر وی وارد شد. فقه شیعه که همواره&amp;nbsp; داعیه ء پویایی داشته است پس از هزارو سیصد سال و در عصر کنونی آن هم توسط عده ء اندکی&amp;nbsp; از فقیهان&amp;nbsp; روشن اندیش&amp;nbsp; خود توانسته راهی که امام ابوحنیفه در آن تاریخ طی کرده بپیماید.از وی این سخن منقول است که : &quot;اگر رسول الله در زمان ما می زیست همین ها را می گفت که من می گویم &quot;&lt;BR&gt;پس از ساالها از میان طرفداران ابو حنیفه اندیشه ای بوجود آمد که آن را معتزله می نامند . عمده عقیده ء معتزله بر آن&amp;nbsp; بود که&amp;nbsp; قرآن حادث است و برای مغتضیات زمان پیامبر نازل شده است&amp;nbsp;.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;این عقیده در مقابل عقاید دیگر قرار می گرفت که قرآن را قدیم می دانسته اند یعنی اینکه قرآن کلام الله است و کلام&amp;nbsp; از صفات خداست و در نتیجه&amp;nbsp; از روز عزل با خدا بوده! پس تا ابد نیز احکامش پا برجاست. چون صفات&amp;nbsp;خدا از خدا جدا نمی شود .گروه دوم&amp;nbsp;را &quot;اشاعره&quot;&amp;nbsp; می نامند&lt;BR&gt;در برهه ای از زمان معتزله عنان حکومت را نیز در دست گرفت , ولی متاسفانه در این دوره تاریخی دست به نابودی مخالفان خود از راه شمشیر زد و در نتیجه خود نیز قربانی این پیام مسیح شد که &quot;هر کس شمشیر بکشد با شمشیر هم کشته خواهد&amp;nbsp; شد&quot; . دیری نپایید که اثری از این اندیشه باقی نماند.&lt;BR&gt;قرنها بعد و پس از ورود اروپاییان به شرق تفکر اصلاح دینی بار دیگر شروع به شکل گیری کرد . در ایران سید جمال الدین اسدآبادی را می توان اولین دگر اندیش مذهبی دانست . تفکرات او در مصر جنبش بیدارگریی را بنا نهاد&amp;nbsp;. محمد عبدو متفکر بزرگ تحول خواه مصری که اندیشه های معتزله را دوباره زنده کرد از نزدیکان وی بود .&amp;nbsp; در ترکیه و ایران مشروطه خواهی را در میان اسلامیون و&amp;nbsp; روحانیون آغاز نمود&amp;nbsp;. استفاده از علوم غربی در جهت اهداف&amp;nbsp;ملی اسلامی &amp;nbsp;آن چیزی بود که وی به جهان&amp;nbsp; اسلام آموخت. چاپ روزنامه و تربیت و جهت دهی به دهها نویسنده بخش کوچکی از تلاشهای اوست.&lt;BR&gt;محمد اقبال لاهوری دیگر اندیشمند معاصر را نیز می توان از بزرگترین پرچمداران اصلاح و احیای تفکر دینی در شرق دانست. وی در انگلیس تحصیل و در پاکستان حزب مسلم لیک را بنا نهاد . شعر یکی از دستاویزهای این فیلسوف بزرگ برای بیان اندیشه های&amp;nbsp; نو و تازه بود .&lt;BR&gt;چند سال پس از انقلاب اسلامی&amp;nbsp; , این شعار که فقه&amp;nbsp; شیعه همه ء پاسخهای شما را دارد دیگر نمی توانست در جامعه ء نو اندیش&amp;nbsp; ایران به مقابله با تفکرات دیگران بپردازد . اینچنین بود که متفکران جدیدی چون احمد قابل و دکتر کدیور و دکتر سروش&amp;nbsp; پا به عرصه گذاشتند . تفکرات جدید نه تنها جوابگوی خیل عظیمی از مذهبیون سردرگم در احکام کهنه بود بلکه نگرش جدیدی بنسبت به دین اسلام&amp;nbsp;در غرب بوجود آورد . بطوری که به سروش لقب لوتر اسلامی دادند. &lt;BR&gt;از جمله نظرات مترقی&amp;nbsp; فقهی&amp;nbsp; می توان به نظرات&amp;nbsp; احمد قابل اشاره کرد که&amp;nbsp; بر طبق آن , حجاب سرو گردن الزامی نیست , روابط جنسی دختران و پسران بالغ&amp;nbsp; بدون کسب اجازه از والدین نیز جایز است . و هزاران نظر فقهی دیگر&amp;nbsp; که می تواند در دنیای امروز برای مذهبیون بسیار راه گشا باشد.&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Wed, 22 Feb 2006 18:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=farshin&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>farshin</dc:creator>
<guid>http://farshin.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
